مرضيه محمدزاده
769
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
مه طلعتى كه بر قد قدرش بريدهاند * ديباى « قُمْ فَأَنْذِرْ » « 1 » و استبرق « 2 » « دَنى » « 3 » هم بسته را شفاعت او مىدهد نجات * هم خسته را به كلى از او مىرسد شفا چون هر دو كونْ روشن از انوارِ روى اوست * صلوا عليه ما طلع البدر فى الدجى « 4 » فرخنده روز آنك شبى بينديش به خواب * كالورد فى الحديقه و الشمس فى السماء « 5 » بر لوح خاطرم ز چه معنى بود غبار * چون گشتهام غبارِ در شاه اوليا فرمانرواى ملك « سلونى » امير نحل « 6 » * داراى دادگستر اقليم « هَلْ أَتى » گر نام او كنم به مثل نقش بر زمين * بر خاك ره فتد شه سياره از هوا يا رب به حق آن چمن آراى « لو كَشَف » * كو بود سرو خوش نظر باغ « لا فتى » يا رب به حق خُلق حسن كز شمامهاش * بوئيست در نسيم روان پرور صبا يا رب به حق آن گل سيراب تشنه لب * كو را نصيبه كرب و بلا شد كربلا يا رب به حق آن على عالى آستان * كو بود ممالك توحيد را پادشا يا رب به حق خازن گنجينه هُدى * باقر كه بود مخزن اسرار اهتدا يا رب به حق جعفر صادق كه آفتاب * باشد چو صبح بر نفس صدق او گوا يا رب به حق موسى كاظم كه چون كليم * بودى به طور قرب شب و روز در دعا يا رب به حق آن على موسوى گُهر * كو را نهند خسرو معمورهى رضا يا رب به حق آن تقى متقى كه او * اقطاب هفت صومعه را بود مقتدا يا رب به حق شمع سرا پرده تقى * يعنى على نقى صدف گوهر تقا يا رب به حق شكر شيرين عسكرى * كو بود طوطى شكر بستان اتقا يا رب به حق مهدى هادى كه چرخ را * باشد به آستانه مرفوعش التجا كاين خسته را كه بستهى بند طبيعتست * آزاد كن ز محنت اين چار اژدها گر من گنه كنم كرمت بىنهايتست * شب را اميد هست كه روز آيد از قفا « 7 » * * * قسمتى از تركيببند در منقبت امام على ( ع ) و اولاد طاهرينش : بار ديگر بر عروس چرخ زيور بستهاند * پردهى زر بفت بر ايوان اخضر بستهاند چرخ كُحلى پوش را بند قبا بگشودهاند * كوه آهن چنگ را زرّين كمر دربستهاند اطلس گلريز اين سيماب گون خرگاه را * نقش پردازان چينى نقش ششتر بستهاند
--> ( 1 ) - قُمْ فَأَنْذِرْ : اشاره به آيهى 2 سوره مدثر . اى رسولى كه خود را به لباس در پيچيدهاى برخيز و به اندرز و پند قوم را خدا ترس گردن . ( 2 ) - استبرق : ديباى ستبر . ( 3 ) - دنى : اشاره به آيه 8 سوره نجم « ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى » : آنگاه نزديك آمد و بر او نازل گرديد . ( 4 ) - سلام بر او زمانى كه ماه در تاريكىها طلوع مىكند . ( 5 ) - مانند گل در گلستان و خورشيد در آسمان . ( 6 ) - نحل : عطايا ، بخششها . ( 7 ) - ديوان خواجوى كرمانى ؛ ص 559 و 560 .